هرمز،نقطه آغاز وزنکشی بعدی ایران و آمریکا
تأکید بر تسریع در تکمیل پروژههای مسکن خیر ساز با بهرهگیری از ظرفیتهای «حساب ۱۰۰ امام (ره)» در سفر مدیرکل دفتر مشارکتهای مردمی به فارس
آینده مخابرات ایران با توسعه فیبرنوری، تحول ساختاری و مشتریمداری تضمین میشود
۵۰۰ میلیارد تومان از عوارض ساختمانی شهروندان مستقیماً به حساب آموزش و پرورش رفته است
آینده مخابرات ایران با توسعه فیبرنوری، تحول ساختاری و مشتریمداری تضمین میشود
پیشرفت پروژه ساماندهی رودخانه چنارراهدار در محدوده پل فسا
رئیسجمهور بر نقش زیرساختهای ارتباطی در مسیر توسعه و تحول کشورتأکیدکرد
بیش از ۵ هزار پروژه شرکت مخابرات ایران با حضور رئیسجمهور افتتاح شدبامدادخبر: آنچه در زیر پوست گردهمایی سران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ساحتی جدا از سخنرانیهای سیاسی معمول در این رویداد رخ داد و دارای اهمیت بود ، چانه زنی بر سر بحران های اصلی جهان بود که آینده و چشم انداز تحولات جدید در منازعات را نیز نشان می دهد. در موضوع […]
بامدادخبر: آنچه در زیر پوست گردهمایی سران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ساحتی جدا از سخنرانیهای سیاسی معمول در این رویداد رخ داد و دارای اهمیت بود ، چانه زنی بر سر بحران های اصلی جهان بود که آینده و چشم انداز تحولات جدید در منازعات را نیز نشان می دهد.
در موضوع جنگ هرمز مسئله اصلی این است که دو طرف منازعه نمیتوانند برای مدت طولانی در وضعیت فعلی باقی بمانند؛ وضعیتی که نه به معنای درگیری مستقیم و تمامعیار نظامی است و نه امکان بازگشت به شرایط عادی و احیای روابط تجاری و اقتصادی غیرجنگی را فراهم میکند.
ماندگاری طولانیمدت در چنین وضعیتی برای هیچیک از دو طرف امکانپذیر نیست. بنابراین، شرایط ناگزیر به سمت نقطهای حرکت خواهد کرد که در آن، یا ترتیباتی سیاسی برای مدیریت بحران شکل میگیرد، یا نشانههای یک دور جدید از تنش سخت و وزنکشی میان دو طرف آشکارتر خواهد شد.
افزایش ۲۰ درصدی قیمت گازوئیل در روزهای گذشته و درخواست چین از ایران برای مدیریت تنش در تنگه هرمز را نیز باید در همین چارچوب مورد توجه قرار داد.
ایران با ارائه پیشنهاد «هفت روز، هفت اقدام»، عملاً به جهان اعلام کرد که خواهان ثبات در منطقه است؛ اما ثباتی که بر اساس ترتیبات مشخص و متقابل شکل بگیرد. تهران با این پیشنهاد تلاش کرد نشان دهد که بازگشت به شرایط عادی در منطقه، نمیتواند یکطرفه و بدون در نظر گرفتن ملاحظات ایران صورت گیرد.
چین نیز با مشاهده نبود پشتیبانی کافی از سوی طرف آمریکایی برای شکلگیری چنین شرایطی، عملاً نه توان و نه انگیزه لازم برای افزایش سطح مداخله خود در این مرحله را خواهد داشت. از این منظر، میتوان روز پایانی اقامت دکتر عراقچی را نقطهای مهم در آغاز مرحله جدید تحولات مرتبط با هرمز دانست؛ مرحلهای که پس از پایان این فرصت دیپلماتیک، وزن تحولات میدانی در آن افزایش خواهد یافت.
پس از بازگشت دکتر پزشکیان، در شب گذشته حجم بیسابقهای از آتشباری در محدوده تنگه هرمز، در راستای نمایش عزم جدید ایران برای حفظ تنگه، بهعنوان یک متغیر مهم در معادله صلح و مذاکره، به نمایش گذاشته شد.
پیام این اقدام روشن بود: ویتکاف و تیم مذاکرهکننده آمریکایی باید در پیشفرضهای خود تجدیدنظر کنند و مسئله تنگه هرمز را بهعنوان یکی از مهمترین اهرمهای طرف ایرانی، در محاسبات خود وارد کنند. به این ترتیب، برگه هرمز نهتنها در میدان نظامی، بلکه در بازی سیاسی و مذاکرات نیز تثبیت میشود.
در همین حال، فشار نظامی شدید یمن بر زیرساختهای اقتصادی عربستان، حتی اگر بهصورت مستقیم و رسمی در قالب اقدام نیابتی از سوی ایران تعریف نشود، از منظر راهبردی میتواند در راستای دو هدف مورد نظر تهران قرار گیرد.
هدف نخست، کاهش توان لجستیکی طرفهای عربی برای پشتیبانی از جنگ و کمک به آمریکا برای ادامه آن است. در این میان، وضعیت اقتصادی کشورهای عربی جنوب خلیج فارس، فشارهای بودجهای و کاهش درآمدهای نفتی آنها، میتواند در محاسبات مربوط به ورود به یک دور جدید از درگیری اهمیت پیدا کند.
هدف دوم، نشان دادن مرزهای جنگ زیرساختی به حکام سعودی و سایر کشورهای منطقه است؛ به این معنا که در صورت حمایت از تصمیم آمریکا و اسرائیل برای ورود به دور جدیدی از جنگ، باید هزینهها و تبعات احتمالی گسترش درگیری به زیرساختهای حیاتی خود را نیز در محاسباتشان لحاظ کنند.
در این چارچوب، جنگ یمن را نمیتوان در مقطع فعلی یک متغیر ثابت در نظر گرفت. شدت درگیری در یمن تا حد زیادی میتواند تابعی از شدت تقابل میان ایران و آمریکا باشد. هرچه سطح درگیری میان تهران و واشنگتن افزایش پیدا کند، احتمال تغییر رفتار و افزایش فشار در جبهههای پیرامونی نیز بیشتر خواهد شد.
مجموعه این نشانهها، احتمال شکلگیری دور جدیدی از درگیریها را در سطحی بالاتر از مراحل قبلی مطرح میکند. اگر ترتیبات سیاسی لازم برای پذیرش طرح ایران از سوی آمریکا شکل نگیرد، احتمال تحقق این سناریو با سایر نشانههای موجود از تشدید درگیری، همبستگی بیشتری پیدا خواهد کرد.
در نهایت، این وضعیت باید تعیینتکلیف شود. اگر ارزیابی دو طرف نشان دهد که هزینه و خسارت یک درگیری جدید بسیار بالا خواهد بود، همین مرحله از فشار و تنش میتواند آنها را به سمت یک تفاهم، حتی کوتاهمدت، سوق دهد.
اما اگر دو طرف به این جمعبندی برسند که هزینه ورود به مرحله بعدی قابل تحمل است و فشار بیشتر میتواند امتیاز بیشتری برای آنها ایجاد کند، همین وضعیت به عاملی برای ارزیابی امکان ورود به سطح جدیدی از درگیری، فراتر از مراحل قبلی، تبدیل خواهد شد.
در این میان، تنگه هرمز دیگر صرفاً یک مسیر راهبردی انتقال انرژی نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین متغیرهای معادله جنگ و صلح تبدیل شده است. ایران تلاش میکند نشان دهد که ثبات در منطقه بدون در نظر گرفتن نقش و منافع تهران امکان تحقق ندارد.
بنابراین، هرمز میتواند همزمان از «برگ مذاکره» به «میز مذاکره» و میدان اعمال فشار و تقابل تبدیل شود؛ جایی که هر حرکت نظامی، نهتنها معادله میدانی، بلکه محاسبات سیاسی طرف مقابل را نیز مستقیماً تحت تأثیر قرار خواهد داد.
بعد از بررسی به شما پاسخ خواهیم داد
سلام به سایت ما خوش اومدی لطفا برای چت کردن از طریق واتساپ روی دکمه زیر کلیک کن.
دیدگاهتان را بنویسید